تبليغاتX
برچه های آسمان!
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود!×(a little something against the wind)
 

 

 

 

خیز و بیا، ناز پرستو بیا
ناز پرستوی سخن‌گو بیا

خیز و بیا توری‌ام و توری‌ام
باغ بهشتم، پریم، حوری‌ام

خیز و بیا قمری باغم بیا
خیز و بیا چشم و چراغم بیا

ما همه شمع و همه پروانه‌ایم
یکه‌رو و تک‌چر و تنها نه‌ایم

هست در این قافله پرشکوه
از همه رنگ و همه دین و گروه

هست در این نادر باغ بهشت
از گل نادر زپی باغ و کشت

کارگر بیشه مازندران
پیشه‌ور با هنر اصفهان

دختر شیراز پر از شعر و قال
آینه روی کمال و جمال

وان پسر بابلی شرم‌رو
چون همه بابلیان گرم‌خو

آنکه بود اهل خراسان زمین
روشنی دیده ایران زمین

خیر و بیا، جان پرستو بیا
جان پرستوی سخن‌گو بیا

خیز و بیا، دست به دست افکنیم
در صف بدخواه شکست افکنیم

نسل جوان باز قد افراشته
هرطرفی طرف گلی کاشته

همسفر نسل جوان همچنان
می‌رود از شهر بسی کاروان

هم به سراغ کرج سبزپوش
هم به شمیران پر از جنب و جوش

سوی دماوند کهن سال‌ها
دره‌ی میگون هم توچال‌ها

سوی چمن‌ها، دره‌ها، لاله‌ها
چلچله‌ها، گل‌ها، پروانه‌ها

خیز و بیا، جان پرستو بیا
جان پرستوی سخن‌گو بیا

بیا...

 

اخوان ثالث با صدای دریا دادور*

چه گرمم...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 13:55  توسط تبسّم  | 

 

 

 

 *افسانه های کوچکِ بودن چه زیباست...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 10:39  توسط تبسّم  |